آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

واکسن آنفولانزا

1390/8/26 10:40
نویسنده : مامانی
431 بازدید
اشتراک گذاری

بالاخره بعد از یک ماه پنج شنبه ٢٠/٨/٩٠ ظهر واکسن آنفولانزای خانم گلی رو بعد آخرین مشورت تلفنی با بابایی( به علت سفر)زدیم . نمی دونم این وروجک از کجا احساس کرده بود که قبل از تزریق دستش رو عقب می کشیدSmiley . اما در کل به خیر گذشت و کمی گریه کرد شِـکـْلـَکْ هآے خـآنــــومے که در بغل خاله لیلا آروم شد .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

مهرناز مامان امین حسین
5 آذر 90 11:28
نازی عزیزم جز کردنت عیب نداره بزرگ شدی عزیزم امین حسین از این مهدش بیشتر رضایت داره و راحتر به مهد میره خیلی ممنون که بهمون سر مییزنید
مامان طاها
5 آذر 90 12:33
من و تو با هم تفاوتهای زیادی داریم تنها نقطه مشترکمون تو حس زیبای مادر بودنه. وبلاگه بسیار زیبایی دارین . خوشحال میشم به طاهای منم سر بزنید و با هم تبادل لینک داشته باشیم.
زهره مامان هلیا
6 آذر 90 9:19
اشکال نداره خاله جون عوضش بدنت مقاوم میشه
مامان ارميا
6 آذر 90 11:29
آخي دردش اومد؟ من هم ميخوام باي ارميا بزنم. دلم يه جوري ميشه.
فرناز/ مامان ریحانه
7 آذر 90 3:20
سلام مامانی بعد از مدتها از کامنت دونیم پیداتون کردم و لینکتون کردم شرمنده یادم رفته بود. آیلاجونم اوف شدی؟خوب میشی. ریحانه هم اوف شده بود جیگر. واای چه کیک خوشگلی بخولمتون
مامان نفس
7 آذر 90 8:07
حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند
مریم مامانی ستایش
7 آذر 90 9:16
الهیییییییی. انشاالله همیشه سالم و شاد باشه. میبوسمت آیلا جون

ممنونم از روی ستایش ببوسید
مامان ارميا
12 آذر 90 11:43
اوخ شدي؟ عيبي نداره خاله واسه خودت خوبه.
مامان نفس
13 آذر 90 13:56
سلام عزیزم اپم خوشحال میشم بیااااااااااااای
ناهـــیــد مامـــی آرویـــن
13 آذر 90 15:16
آپم و منتظر حضور گرمت مامان مهربون